ابطال صورت جلسات و تصمیمات شرکت 88019243-88019244

ابطال صورت جلسات شرکت ها و موسسات غیر تجاری توسط مرجع قضایی و با درخواست شخص ذینفع صورت می گیرد.

در صورتی که صورت جلسه ای توسط یک شخصیت حقوقی تنظیم شود و در آن تشریفات قانونی به خصوص قانون تجارت و لایحه اصلاحی قانون تجارت رعایت نشود، هر شخص ذینفع می تواند ابطال آن صورت جلسه را از دادگاه محل وقوع شرکت بخواهد.

دادخواست ابطال صورت جلسه غیر مالی بوده و هزینه دادرسی آن هزینه دادرسی دعوای غیرمالی است.

لازم به ذکر است که ابطال هر صورت جلسه ای در هر زمان که باشد حتی وقتی در اداره ثبت شرکت ها ثبت شده باشد، ممکن است و گذر زمان هیچ گونه تاثیری در روند کار ندارد.

طبق ماده ۲۷۰ لایحه اصلاح قانون تجارت:

"ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﻣﻘﺮﺭﺍﺕ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺮﮐﺖ ﺳﻬﺎﻣﯽ ﯾﺎ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺁﻥ ﯾﺎ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺍﺭﮐﺎﻥ ﺷﺮﮐﺖ ﺍﺗﺨﺎﺫ ﻣﯽ‌ﮔﺮﺩﺩ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻧﺸﻮﺩ ﺑﺮﺣﺴﺐ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﺫﯼ‌ﻧﻔﻊ ﺑﻄﻼﻥ ﺷﺮﮐﺖ ﯾﺎ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﯾﺎ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎﺕ ﻣﺬﮐﻮﺭ ﺑﻪ ﺣﮑﻢ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﻋﻼﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷد."

بر این اساس به بیان چند مورد از مواردی که صورت جلسه هیات مدیره شرکت، قابل ابطال از طریق دادگاه است می پردازیم:

۱- در مواردی که صورت جلسه هیات مدیره با جعل امضای یک یا چند عضو هیات مدیره یا مدیرعامل، تنظیم شده باشد.

۲- در مواردی که صورت جلسه هیات مدیره با اعمال تهدید و اجبار، به امضاء یک یا چند عضو هیات مدیره یا مدیرعامل رسیده باشد.

۳- در مواردی که صورت جلسه هیات مدیره، در بردارنده مصوباتی، خلاف اساسنامه شرکت باشد.

۴- در مواردی که صورت جلسه هیات مدیره، در بردارنده مصوباتی، خلاف مصوبات قانونی مجمع عمومی فوق العاده یا مجمع عمومی عادی صاحبان سهام باشد.

۵- در مواردی که صورت جلسه هیات مدیره، در بردارنده مصوباتی، خلاف قوانین آمره کشور و خلاف نظم عمومی و اخلاق حسنه باشد.

۶- در مواردی که در دعوت و تشکیل هیات مدیره، ترتیبات قانونی و اساسنامه‌ای شرکت، رعایت نشده باشد و در واقع هیات مدیره، خلاف قانون، تشکیل شده باشد.

۷- در مواردی که در جلسه هیات مدیره به نصاب های قانونی لازم برای رای گیری توجه نشده باشد و در واقع تصمیم گیری بدون رعایت نصاب های قانونی، انجام شده باشد.

http://www.dadgaran.com

ثبت علایم تجاری، اسم تجارتی و اختراع 88019243-88019244

ثبت علامت تجاری و نام های تجاری
علامت تجاری: نشانی است که به وسیله آن کالاهای تولیدی یا خدمات ارائه شده توسط شخص حقیقی یا بنگاه اقتصادی را از سایر اشخاص و بنگاه ها متمایز می کند.

قانون ثبت اختراعات، طرح های صنعتی و علائم تجاری در ماده 30 (اصل پنجم) علامت تجاری را اینگونه تعریف کرده است:

علامت‌، علامت جمعی و نام تجاری عبارتند از:

الف- علامت یعنی هر نشان قابل رؤیتی که بتواند کالا‌ها یا خدمات اشخاص حقیقی یا حقوقی را از هم متمایز سازد.

ب- علامت جمعی یعنی هر نشان قابل رؤیتی که با عنوان علامت جمعی در اظهارنامه ثبت معرفی شود و بتواند مبدأ و یا هرگونه خصوصیات دیگر مانند کیفیت کالا یا خدمات اشخاص حقیقی و حقوقی را که از این نشان تحت نظارت مالک علامت ثبت شده جمعی استفاده می‌کنند متمایز سازد.

ج- نام تجارتی یعنی اسم یا عنوانی که معرف و مشخص کننده شخص حقیقی یا حقوقی باشد.

نکته: حق استفاده انحصاری از یک علامت به کسی اختصاص دارد که آن علامت را طبق مقررات این قانون به ثبت رسانده باشد.

نکته: با استفاده از ثبت علامت تجاری، مشتریان و حتی شرکت ها، قادر خواهند بود که محصولات بنگاه های اقتصادی مختلف و خودشان را از یکدیگر متمایز نمایند. ثبت علامت، شرکت ها را توانمند می سازد تا به این طریق وجهه و اعتبار خاص خودشان را کسب کنند و همگان با آن نام، آنها را می شناسند. شرکتها برای اعطای نمایندگی گریزی از داشتن علامت تجاری ندارند. همچنین شرکتها از طریق ثبت علامت تجاری می توانند برای دریافت وام، سرمایه گذاری و اعطای آن در قالب حق امتیاز به اشخاص ثالث و غیره اقدام کنند. ثبت علائم تجاری برای شرکتها یا اشخاص، به آنها حق استفاده انحصاری از آن علامت را می دهد.

ثبت اختراع
اختراع نتیجه فکر فرد یا افراد است که برای اولین بار فرآیند یا فرآورده ای خاص را ارائه می کند و مشکلی را در یک حرفه، فن، فن آوری، صنعت و مانند آن ها حل می نماید.

اختراع قابل ثبت:
اختراعی قابل ثبت است که حاوی ابتکار جدید و دارای کاربرد صنعتی باشد. ابتکار جدید عبارت است از آنچه که در فن یا صنعت قبلی وجود نداشته و برای دارنده مهارت عادی در فن مذکور معلوم و آشکار نباشد و از نظر صنعتی‌، اختراعی کاربردی محسوب می‌شود که در رشته‌ای از صنعت قابل ساخت یا استفاده باشد. مراد از صنعت‌، معنای گسترده آن است و شامل مواردی نظیر صنایع‌دستی‌، کشاورزی‌، ماهیگیری و خدمات نیز می‌شود.

 

گواهینامه اختراع:
گواهینامه اختراع، سندی است که اداره مالکیت صنعتی برای حمایت از اختراع صادر می‌کند و دارنده آن می‌تواند از حقوق انحصاری بهره‌مند شود.

اختراعات غیرقابل ثبت:
موارد زير از حيطه حمايت از اختراع خارج است:

الف ـ كشفيات، نظريه هاي علمي، روشهاي رياضي و آثار هنري.

ب ـ طرحها و قواعد يا روشهاي انجام كار تجاري و ساير فعاليتهاي ذهني و اجتماعي.

ج ـ روشهاي تشخيص و معالجه بيماريهاي انسان يا حيوان.

 - اين بند شامل فرآورده هاي منطبق با تعريف اختراع و مورد استفاده در روشهاي مزبور نمي شود.

د ـ منابع ژنتيك و اجزاء ژنتيك تشكيل دهنده آنها و همچنين فرآيندهاي بيولوژيك توليد آنها.

هـ ـ آنچه قبلاً در فنون و صنايع پيش بيني شده باشد. فن يا صنعت قبلي عبارت است از هر چيزي كه در نقطه اي از جهان ازطريق انتشار كتبي يا شفاهي يا ازطريق استفاده عملي و يا هرطريق ديگر، قبل از تقاضا و يا درموارد حق تقدم ناشي از اظهارنامه ثبت اختراع ، افشاء شده باشد. درصورتي كه افشاء اختراع ظرف مدت شش ماه قبل از تاريخ تقاضا يا در موارد مقتضي قبل از تاريخ حق تقدم اختراع صورت گرفته باشد، مانع ثبت نخواهد بود.

و ـ اختراعاتي كه بهره برداري از آنها خلاف موازين شرعي يا نظم عمومي و اخلاق حسنه باشد.

چگونگي ذكر نام مخترع در گواهينامه اختراع و نحوه تعلق حق اختراع ثبت شده به شرح زير است:

الف ـ حقوق اختراع ثبت شده منحصراً به مخترع تعلق دارد.

ب ـ اگر افرادي به صورت مشترك اختراعي كرده باشند، حقوق ناشي از اختراع مشتركاً به آنان تعلق مي گيرد.

ج ـ هرگاه دو يا چند نفر، مستقل از ديگري اختراع واحدي كرده باشند، شخصي كه اظهارنامه اختراع خود را زودتر تسليم كرده و يا درصورت ادعاي حق تقدم هركدام بتوانند اثبات كنند كه در تاريخ مقدم اظهارنامه خود را به صورت معتبر تسليم كرده اند، مشروط بر اين كه اظهارنامه مذكور مسترد يا رد نگرديده يا مسكوت گذاشته نشده باشد، حق ثبت اختراع را خواهند داشت.

د ـ حقوق ناشي از اختراع ثبت شده قابل انتقال است و درصورت فوت صاحب حق به ورثه او منتقل مي شود.

هـ ـ درصورتي كه اختراع ناشي از استخدام يا قرارداد باشد، حقوق مادي آن متعلق به كارفرما خواهد بود، مگر آن كه خلاف آن در قرارداد شرط شده باشد.

و ـ نام مخترع در گواهينامه اختراع قيد مي شود مگر اين كه كتباً از اداره مالكيت صنعتي درخواست كند كه نامش ذكر نشود. هرگونه اظهار يا تعهد مخترع مبني بر اين كه نام شخص ديگري به عنوان مخترع قيد گردد، فاقد اثر قانوني است.

مدارک لازم جهت ثبت اختراع به نام شخص حقیقی:
1- اظهارنامه ثبت اختراع.

2- شرح و توصیف اختراع، به منظور بیان جزئیات و ذکر اجراء و قسمتهای مختلف مورد ادعای مخترع قرار گیرد چگونگی عملکرد و کارکرد اختراع به صورت مشروح است.

3- ادعا و خلاصه اختراع: منظور بیان قابلیت ها و ویژگی هایی است که منحصراً اساس ادعای مقتضی ثبت اختراع را تشکیل می دهند.

4- نفشه اختراع: در صورتی که مورد ادعا وسیله یا قطعه ای باشد، ارایه نقشه فنی و گویا الزامی است و در صورتی که مورد ادعا ترکیب باشد، ارائه فرمالاسیون الزامی می باشد.

5- فتوکپی شناسنامه مخترع (یا مخترمین)

6- وکالتنامه دادگستری در صورتی که تقاضا به وسیله وکیل دادگستری به عمل آید.

مدارک لازم جهت ثبت اختراع به نام شخص حقوقی:
علاوه بر مدارک بالا (موارد 1 تا 4) فتوکپی شناسنامه داندگان حق امضا مجاز در شرکت یا مؤسسه طبق آخرین روزنامه رسمی؛ فتوکپی روزنامه رسمی شرکت یا مؤسسه با آخرین تغییرات درخصوص اعضای هیئت مدیره و دارندگان حق امضا مجاز شرکت؛ ارائه معرفی نامه بر روی سربرگ شرکت با امضا دارندگان حق امضا و مهر شرکت در صورت معرفی نماینده وکالتنامه وکیل دادگستری در صورتی که تقاضا به وسیله وکیل دادگستری به عمل آید.

نکته: ثبت اختراع در حال حاضر از طریق سامانه اداره کل ثبت اختراعات و مالکیت صنعتی به نشانی www.ssaa.ir انجام می پذیرد. متقاضی به سامانه مراجعه و پس از ثبت نام، اظهارنامه مربوط را تکمیل می کند و برای بررسی به اداره ثبت اختراعات و مالکیت صنعتی ارسال می نماید و پس از انجام مراحل بررسی و در صورت احراز شرایط لازم تقاضای مطرح شده ثبت و گواهینامه ثبت اختراع به نام متقاضی صادر می شود.

http://www.dadgaran.com

- مشاوره حقوقی در زمینه انعقاد قرارداد شرکت ها، واحدهای تجاری، تولیدی، صنعتی و بازرگانان با سایر اشخاص و همچنین تنظیم متن قراردادها توسط وکیل دادگستری

- مشاوره حقوقی در مورد ورشکستگی و قبول وکالت در دعاوی مربوط به صدور حکم ورشکستگی

- مشاوره در تنظیم اساسنامه انواع شرکت های تجاری

- حضور در واحد حقوقی شرکت ها و ارائه مشاوره حقوقی و ارائه خدمات حقوقی به شرکت ها

- طرح دعاوی و دفاع از دعاوی شرکت های تجاری از جمله ورشستگی، انحلال و غیره

- طرح دعوای ابطال تصمیمات هیات مدیره و مدیرعامل

- داوری در دعاوی تجاری مرتبط با موضوعات شرکت های تجاری

- میانجی گری در اختلافات حاصله بین شرکت و همکاران و شرکای تجاری خارج از شرکت

- نحوه انعقاد قرارداد استخدامی با کارکنان شرکت و مشتریان شرکت

- قبول وکالت در پرونده های حقوقی، دعاوی مربوط به قراردادها، مطالبات، موضوعات و مسایل تجاری

http://www.dadgaran.com

ویژگی های یک وکیل دادگستری خوب؛ تماس و مشاوره با وکیل خوب 88019244

وکیل دادگستری چنانچه واجد شرایط لازم باشد، نه تنها از طرح شکایت و دعوای بی مبنا خودداری می کند، بلکه در سیر صحیح و قانونی و سرعت جریان دادرسی و روشن شدن موضوع و ماهیت امر و پیدا نمودن حکم منطبق با آن با دادگاه همکاری نموده و صدور رأی منطبق بر موضوع و موافق قانون را که از جمله موجب افزایش اعتبار قاضی، قوه قضاییه و کشور است، امکان پذیر می نماید. دادگاه می تواند در مواردی که اطمینان به اصیل علی الاصول با تردید مواجه است، وکیل را با توجه به شأن او و نیز مقررات انتظامی وکلا، مورد اعتماد قرار دهد.

مهم ترین ویژگی یک وکیل خوب، امانت است، در واقع وکیل محرم اسرار موکل و امین وی است. بنابراین وکیل دادگستری این تعهد اخلاقی حرفه ای را بر عهده دارد که از گفتن مطالب غلوآمیز و غیرممکن اجتناب نماید. از آنجایی که تعهد وکیل دادگستری، تعهد به نتیجه نبوده و تعهد وی تعهد به وسیله می باشد، لازم است که وکیل همانند یک جراح مسائلی را که ممکن است در حین دادرسی پیش آید و شانس برنده شدن موکل را به وی گوشزد نماید و هیچگاه به موکل اعلام نکند که وی صددرصد برنده می باشد. بنابراین ویژگی بعدی یک وکیل خوب آن است که واقعیات امر و پروسه رسیدگی را به موکل اعلام نماید.

وظیفه بعدی وکیل دادگستری آن است که موکل را از انتخاب بیراهه باز دارد نه آنکه به طمع حق الوکاله، موکل را وارد پروسه های رسیدگی غیر ضروری نماید.

همچنین وکیل دادگستری باید تا حد تلاش از پیچیده کردن دادرسی اجتناب نماید بنابراین حتی وکیل موظف است از فنون و مهارت هایی که آموخته است برای راهنمایی قاضی استفاده کند و خیلی از مواقع قضات از این راهنمایی ها استفاده می کنند.

یک وکیل خوب دادگستری باید شأن و مقام قاضی را رعایت نموده و به وی کمال احترام را بگذارد. در واقع وکیل دادگستری خوب نه تنها نباید با چاپلوسی و تملق و تحقیر نمودن خود با قاضی رفتار نماید بلکه نباید به واسطه درجه علمی و اطلاعاتی که دارد، نسبت به قاضی و مقام دادگاه تفاخر نماید؛ بلکه وکیل خوب باید با رفتار و شأن خود احترام دادگاه و جامعه را برانگیزد بنابراین هر قدر متواضع تر و افتاده تر باشد، احترام بیشتری را جذب خواهد نمود.

وکیل دادگستری باید از اطلاعات و معلومات و دانش حقوقی لازم برخوردار باشد تا بتواند بهترین راهکار را در بهترین فرصت ممکن شناخته و درانتخاب نوع دادخواست، شکوائیه و اقدامات قانونی لازم نهایت هوش و کیاست را به کار برد

http://www.dadgaran.com

انواع شرکت های تجاری | وکیل شرکت ها | وکیل شرکت 88019243-88019244

شرکت های تجاری بر هفت نوع است که عبارتند از : 1) شرکت سهامی    2) شرکت با مسئولیت محدود

3) شرکت تضامنی   4) شرکت مختلط غیرسهامی  5) شرکت مختلط سهامی  6) شرکت نسبی  7) شرکت تعاونی تولید و مصرف .

جهت مشاوره حقوقی و استفاده از خدمات تخصصی وکلای ما در زمینه دعاوی شرکت های تجاری و یا بهره مندی از خدمات حقوقی وکیل دادگستری ، وکیل دعاوی تجاری و وکیل متخصص امور شرکت با ما تماس بگیرید.

از میان این شرگت های تجاری، شرکت های با مسئولیت محدود،تضامنی، نسبی و سهامی رایج تر هستند و غالب افراد به تشکیل این نوع شرکت ها بسته به هدف خود اقدام می کنند.در هرحال شرکت های تجاری بایستی در قالب مقررات قانون تجارت و مطابق با مقررات و الزامات اداره ثبت شرکت ها تشکیل و ثبت شوند

شرکت سهامی ، عام و خاص

شرکت سهامی : شرکت سهامی شرکتی است که سرمایه آن به سهام تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام محدود به منبع رسمی سهام آنها است این شرکت برخلاف سایر شرکت های تجاری که حتما باید برای انجام عملیات بازرگانی تشکیل شوند، در هر حالی حتی اگر موضوع عملیات آن امور بازرگانی نباشد، شرکت بازرگانی محسوب می شود. شرکت سهامی به دو نوع سهامی خاص و عام تقسیم می شوند.

شرکت های سهامی خاص ؛ شرکتی است که همه سرمایه آن را مؤسسین هنگام تأسیس ، تأمین می نمایند در مقابل این شرکت، شرکت سهامی عام وجود دارد که قسمتی از سرمایه شرکت از طریق فروش سهام به مردم و از طریق پذیره نویس تأمین می شود. سرمایه این دو نوع شرکت خداقل تعداد شرکای آن با هم متفاوت است در شرکت سهامی عام با حداقل پنج میلیون ریال و 5 نفر شریک و شرکت سهامی خاص با حداقل یک میلیون ریال و سه نفر شریک تأسیس می شود. برای تشکیل و ثبت شرکت های سهامی عام و خاص باید از مقررات قانون تجارت (لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت درخصوص شرکت های سهامی موارد 1الی 300) و اداره ثبت شرکتهای تبعیت نمود.

در صورت تمایل به بهره گیری از خدمات تخصص امور شرکت (وکیل شرکت ها ) و کیل دعاوی تجاری با ما تماس بگیرید. 88019244 و 88019243

شرکت با مسئولیت محدود

شرکت با مسئولیت محدود شرکتی است که بین دو یا چند نفر برای امور تجاری تشکیل شده و هر یک از شرکا بدون اینکه سرمایه آنها به سهام یا قطعات سهام تقسیم شده باشد فقط تا میزان سرمایه خود در شرکت، مسئول قروض و تعهدات شرکت است. برای تشکیل این شرکت باید کل سرمایه نقدی تأدیه و سرمایه غیر نقدی و تقسیم شده باشد.این شرکت معمولاً در مواردی تشکیل می شود که شرکا قصد ندارند سرمایه خود را ضامن تعهدات شرکت قرار دهند در هر حال برای تأسیس و ثبت این شرکت نیز مقررات قانونی تجارت و مقررات اداره ثبت شرکت ها الزامی است که در این قوانین راجع به تشریفات تأسیس و تشکیل شرکت، ثبت شرکت ، تأدیه سهم الشرکه نقدی و غیرنقدی ، میدان، مجامع نحوه تصمیم گیری در امور شرکت انحلال شرکت و غیره مقرراتی درج گردیده است.

شرکت تضامنی

شرکت تضامنی حتماً بین شرکایی تشکیل می شود که از اعتماد کافی نسبت به هم برخوردار هستند زیرا در این نوع شرکت در صورت عدم تکافوی سرمایه شرکت برای پرداخت بدهی های آن، سرمایه تشخیصی شرکا نیز دخیل است این شرکت با حداقل دو نفر شریک، تشکیل می شود. اگر دارایی شرکت برای تأدیه سهام قروض شرکت کافی نباشد هر یک از شرکا مسئول پرداخت تمام قروض شرکت است. معمولاً فعالیت های تجاری مثل صرافی نیازمند استفاده از این قالب برای تشکیل شرکت هستند مقررات مربوط به پرداخت سهم الشرک ه نقدی و غیرنقدی، تقسیم منافع،مدیریت شرکت، انتقال سهم الشرکه، تشریفات نسبت این نوع شرکت ، انحلال شرکت و تأدیه قروض آن، ورشکستگی شرکت و شرکا، نحوه مراجعه طلبکاران، انحلال شرکت و غیره تابع قوانین مربوط

 ثبت شرکت ها و قانونی تجارت می باشد. (موارد 116 الی 140)

شرکت مختلط غیر سهامی

شرکتی است که برای امور تجاری بین یک یا چند شریک ضامن و یک یا چند شریک با مسئولیت محدود بدون انتشار سهام تشکیل می شود . مقررات آن تابع مواد 141 تا 161 قانون تجارت و سایر مقررات مربوط به ثبت شرکتها می باشد.

شرکت مختلط سهامی : شرکتی است که بین یک عده شریک سهامی و یک عده شریک ضامن تشکیل می شود و مقررات آن تابع  مواد 162 الی 182 قانون تجارت است.

شرکت نسبی : شرکتی است که برای امور تجاری بین دو یا چند شریک تشکیل می شود و مسئولیت هر یک از شرکا به نسبت سرمایه ای است که در شریک آورده اند بنابراین تفاوت آن با شرکت با مسئولیت محدود در این است که در این نوع شرکت مسئولیت شرکا به نسبت سرمایه است در حالی که در شرکت با مسئولیت محدود مسئولیت شرکا تا میزان سرمایه ای است که به شرکت آورده اند و مقررات مربوطه به تشکیل و ثبت این شرکت انحلال و غیره آن نیز در موارد 183 الی 189 قانون تجارت درج گردیده است.

شرکتهای تعاونی تولید و مصرف

این شرکت ها به منظور انجام امور تعاونی ها تشکیل می شوند و مقررات مربوط به این نوع شرکت ها غالباً در قانون شرکت های تعاونی مصوب 1350 درج شده است. در امور تعاونی ها ، در خصوص بخش تعاونی کشور درکه کنار بخش خصوصی و دولتی فعالیت می کند، قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران  مصوب 13/06/1370 به انضمام بخش ب ابلاغیه سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی نیز وجود دارد که بحث آن از حیطه مربوطه به شرکت ها خارج است.

http://www.dadgaran.com

انواع سهام در شرکت سهامی 88019243-88019244

حق شریک در شرکت، "سهم" نامیده می شود که مشخص میزان مشارکت و تعهدات و منافع صاحب آن در شرکت سهامی می باشد و ورقه ای که بیانگر این حق است، "ورقه سهم" خوانده می شود که ورقه قابل معامله ای است که نماینده تعداد سهامی است که صاحب آن در شرکت سهامی دارد.

انواع سهام

سهام از نظر شکلی به اقسام زیر تقسیم می شود:

سهام بانام: باور عام این است که برای بانام تلقی شدن یک سهام، باید نام دارنده آن روی سهام نوشته شود. گرچه درج نام دارنده سهام یکی از راه های بانام تلقی شدن سهام یک شرکت می باشد، با آوردن نام دارنده سهام در دفتر ثبت سهام شرکت نیز می توان آن را بانام تلقی نمود.

با صدور سهام بانام و شناسایی دقیق دارنده آن، ارتباطات درون شرکت از شفافیت بیشتری برخوردار خواهد شد برای مثال مشخص می شود که قدرت تصمیم گیری در اختیار چه کسانی است و یا اینکه سرمایه شرکت به چه نحوی و بین چه کسانی تقسیم شده است. از طرفی دیگر صدور سهام بی نام به مقامات دارایی کمک می کند تا درآمد صاحبان سهام را دریابند و محاسبه کنند.

سهام بی نام: همانطور که از نام این سهام مشخص است، بر روی این سهم نام دارنده آن ذکر نخواهد شد. چنانچه شخصی دارنده این سهم باشد، مالک آن شناخته می شود گرچه نام او بر روی آن درج نشده باشد. بنابراین این سهام به صورت سند در وجه حامل تنظیم می شود.

در مورد سهام بی نام ذکر این نکته ضروری است که مادام که تمامی مبلغ اسمی هر سهم پرداخت نشده، صدور ورقه سهم بی نام یا گواهی نامه موقت بی نام ممنوع است. به تعهدکنندگان این گونه سهام، گواهی نامه موقت بانام داده خواهد شد که نقل و انتقال آن تابع مقررات مربوط به نقل و انتقال سهام بانام است.

سهام از لحاظ ماهیت آورده ای که نماینده آن است به اقسام زیر تقسیم می شود:

سهام نقدی و غیرنقدی: زمانی که شرکا آوررده های خود را به شرکت می آورند باید برگه سهمی به آنان ارائه شود که حاکی از آن باشد که آنان در آن شرکت سهمی دارند. قانونگذار به ارائه کنندگان آورده چه به صورت نقدی آورده خود را ارائه کنند، چه به صورت غیرنقدی، اوراق متحد الشکلی می دهد که سهام نقدی نامیده می شود، بنابراین بحث دادن سهم غیرنقدی در نظام حقوقی ایران منتفی است.

سهم از لحاظ حقوقی که صاحب سهم در سرمایه شرکت دارد به اقسام زیر تقسیم می شود:

سهام انتفاعی: سهم انتفاعی زمانی نمود پیدا می کند که سهم یک شرکت مستهلک می شود، در صورت این استهلاک، ارزش اسمی سهم به صاحب آن پرداخت می شود و سهم مستهلک شده باطل می شود. این ارزش اسمی از طریق اندوخته های اختیاری یا سود قابل تقسیم به صاحب آن تعلق خواهد گرفت.

دارنده سهم انتفاعی حتی در صورت ابطال این نوع سهام، تمام حقوق خود را حفظ میکند به جز اینکه در حین تصفیه شرکت دیگر نمی تواند ارزش اسمی سهام خود را دریافت کند.

سهام موسس: این سهم در صورت پیش بینی حقی از سوی موسسان و تحقق آن در قبال خدماتی که در تاسیس شرکت متقبل می شوند، برای موسسین به وجود می آید و به آنان تعلق میگیرد.

این مزیت از طریق تخصیص قسمتی از منافع شرکت یا هنگام تصفیه شرکت از قسمتی از دارایی اضافه بر سرمایه باقی مانده شرکت تامین می شود.

البته برای اینکه این سهم که نوعی مزیت برای موسسان به شمار می رود، صورت اعتبار پیدا کند، باید در اساسنامه شرکت قید شود و مورد پذیرش پذیره نویسان قرار گیرد و به تصویب مجمع عمومی موسس برسد و معتبر شود. 

سهام سرمایه ای: این سهم به دو دسته عادی و ممتاز تقسیم می شود:

سهام ممتاز: همان گونه که از اسم این سهام مشخص است، دارندگان این نوع سهام دارای امتیازاتی هستند که صاحبان سهام عادی از آن محروم هستند.

اختیار ترتیب سهام ممتاز را قانونگذار در ماده 42 قانون اصلاح قسمتی از قانون تجارت تجویز کرده است. به این صورت که هر شرکت سهامی می تواند به موجب اساسنامه و همچنین تا موقعی که شرکت منحل نشده است طبق تصویب مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام، سهام ممتاز ترتیب دهد.

امتیازات این گونه سهام و نحوه استفاده از آن باید به طور وضوح تعیین گردد. هرگونه تغییر در امتیازات وابسته به سهام ممتاز باید به تصویب مجمع عمومی فوق العاده شرکت با جلب موافقت دارندگان نصف بعلاوه یک این گونه سهام انجام گیرد. 

امتیازات سهام ممتاز به شرح زیر می باشد:

1) تخصیص سود سالانه بیشتر به صاحب سهام ممتاز

2) اولویت صاحبان سهام ممتاز در دریافت سود به دست آمده 

3) اولویت صاحبان سهام ممتاز در دریافت سود سال های آینده، در صورت کافی نبودن سود هر سال مالی

4) اعطای امتیاز هنگام تقسیم دارایی شرکت پس از انحلال

5) اعطای حق رای دو یا چند برابر

سهام عادی: سهمی است که دارای امتیازات سهام ممتاز که در بالا به آنها پرداخته شد، نباشد

http://www.dadgaran.com

 

مطالبه وجه و تعهدات قراردادی 88019243-88019244

وجه التزام مبلغی است که طرفین قرارداد به عنوان خسارت عدم انجام تعهد یا خسارت تأخیر انجام تعهد قرار می دهند. وجه التزام مبلغی است که طرفین قرارداد آن را به عنوان خسارت ناشی از عدم انجام تعهد یا تأخیر در اجرای آن قرار می دهند. در صورتی که قراردادی فیمابین طرفین نباشد در مورد خسارت وارده دادگاه شاخص بانک مرکزی را معتبر می داند. در رسیدگی به میزان وجه التزام در دادگاه، فردی که مدعی ورود خسارت است در ابتدا باید ثابت کند که در اثر عدم انجام تعهد یا تأخیر در انجام آن به او خسارت وارد شده است و میزان خسارت با توجه به دلایل مطرح شده و توسط کارشناس تعیین می شود.

زمانی که پرداخت خسارت مشخص نشده و شرایط پرداخت وجه التزام در قرارداد شرایط تعیین نشده است، اینکه مدعی باید تقصیر متعهد را ثابت کند یا نه، بسته به نوع تعهد است.

اگر خوانده متعهد به حصول نتیجه خاصی باشد، در هر حال در صورت عدم حصول آن نتیجه ملزم به پرداخت خسارت است. مگر این که ثابت کند در اثر حدوث یک واقعه خارجی که خارج از اختیار او بوده توانایی دفع آن را نداشته، نتوانسته به تعهد خود عمل کند اما اگر تنها متعهد به انجام کاری بوده بدون این که رسیدن به نتیجه ای خاص مدنظر بوده باشد این زیان دیده است که باید ثابت کند متعهد مرتکب تقصیر بوده است. در نهایت این اراده طرفین و عرف است که شرایط انجام تعهد و پرداخت وجه التزام را تعیین می کند و دادگاه در واقع در صدد کشف این موارد برمی آید تا بر اساس آن حکم صادر کند. بهتر است پیش از نوشتن قرارداد، خود را زیر بار تعهدات مختلف و پرداخت خسارات بردن، با یک وکیل دادگستری مشاوره نمایید و بند بند قرارداد را با هماهنگی وکیل تنظیم  کنید تا چنانچه طرف مقابل از انجام تعهدات خود سرباز زد، بتوانید با ضمانت اجراهایی که در خود قرارداد پیش بینی شده خسارت خود را بگیرید یا در صورت لزوم قرارداد را فسخ نمایید و سرنوشت معاملات خود را به سلیقه قضات و قضا و قدر موکول نکنید. 

http://www.dadgaran.com

 

تنظیم و پشتیبانی حقوقی قرارداد 88019243-88019244

تنظیم قرارداد
جهت تنظیم قرارداد نکات حقوقی بسیاری لازم است رعایت شود که در صورت عدم رعایت آن ها ممکن است هیچ گاه به نتیجه دلخواه و هدف قرارداد نرسیم یا این که حتی با پیگیری آن در دادگاه نیز به حق و حقوق قانونی خود نتوانیم دست پیدا کنیم پس بهتراست که به یک وکیل تنظیم قراردادها یا وکیل دادگستری متخصص و مجرب در امور قراردادها مراجعه نماییم و از ایشان راهنمایی بگیریم.

تنظیم انواع قراردادهای ملکی، مشارکت در ساخت و پیش فروش ساختمان، قراردادهای تجاری و قراردادهای مربوط به شرکت ها هر کدام پیچیدگی های خاص خود را دارد و قوانین و نکات حقوقی خاص در مورد هرکدام وجود دارد که لازم است هنگام تنظیم قرارداد در نظر گرفته شود. در این جا به ذکر برخی نکات فنی و حقوقی مهم در تنظیم قراردادها که البته در تخصص وکیل قراردادها است به طور اجمال اشاره ای می شود:

1- عنوان قرارداد: در ابتدا باید عنوان قرارداد مشخص باشد چرا که هر عنوان خاص برای قرارداد ارکان و قوانین خاص خود را دارد. پس اگر به یک وکیل دادگستریمتخصص در امور قراردادها مراجعه کنید با توجه به هدفی که طرفین از تنظیم قرارداد دارند و با توجه به شرایط موجود عنوان مناسب را برای قرارداد انتخاب می کند مثل وکالت، جعاله، دلالی، حق العمل کاری، مضاربه ....

2- متن قرارداد: 

- مشخصات طرفین قرارداد به همراه آدرس و شماره تلفن اگر به وکالت یا نمایندگی قرارداد تنظیم می کنند حتما در قرارداد قید شود.

- مبلغ قرارداد به طور واضح و روشن و بدون ابهام ذکر شود.

- شروط ضمن عقد به شکل دقیق و روشن تنظیم شود زیرا شروط ضمن عقد بخش مهمی از قرارداد است  که می توان در آن مانورهای بسیاری داد تا تضمینات مناسب جهت اجرای قرارداد را پیش بینی کرد و همین طور شرایطی را که با وقوع آن ها، طرفین اختیار فسخ قرارداد را پیدا می کنند. اگر چکی بابت ضمانت به طرف مقابل می دهید تنها به خط زدن حواله کرد اکتفا نکنید و هم در خود قرارداد و هم در خود چک قید کنید غیرقابل انتقال به شخص ثالث.

- کلمات مندرج در قرارداد باید در معنای حقوقی خود به کار روند و به شکل غیرمبهم و روشن باشند. به طور مثال به هم خوردن معامله، خلل وارد شدن در معامله معانی مبهمی هستند و در قانون چنین اصطلاحاتی وجود ندارد. بهتر است از اصطلاحات دقیق حقوقی که در متن قانونی هم آمده استفاده شود. اینجاست که تنظیم قرارداد توسط یک وکیل دادگستری کاملا ضروری به نظر می رسد.

بهتر است مواعد کاملا واضح و مشخص باشد یعنی بهتر است به جای این که گفته شود یک ماه پس از فلان تاریخ، دقیقا محدوده شروع و پایان مهلت مورد نظر مشخص شود تا در هنگام تفسیر قرارداد مشکلی پیش نیاید.

نکته: عبارت یک ماه در قراردادها به معنی 30 روز می باشد

http://www.dadgaran.com

افراز املاک مشاع 88019243-88019244

ملک مشاع به ملکی گفته می شود که چندین مالک در آن با هم به نحو اشاعه شریک هستند، یعنی شرکا در جزء جزء ملک شریک هستند و سهم هیچکدام جداگانه مشخص نیست. افراز در لغت به معنی جداکردن است و در حقوق به معنای تفکیک سهم شرکا در ملک است که یا شرکا با تراضی و توافق یکدیگر این کار را انجام می دهند و یا از دادگاه، اجبار شرکای دیگر را به تقسیم ملک می خواهند. در واقع با افراز ملک، سهم هر یک از شرکا به شکل مستقل از سهم هر شریک یکدیگر به او اعطا می شود.

مرجع صالح رسیدگی به دعوای افراز:

محاکم دادگستری و اداره ثبت، مراجع صالح رسیدگی به دعوای افراز هستند.

1- ادارات ثبت در شرایطی صلاحیت رسیدگی به دعوای افراز را دارند که عملیات ثبت کل ملک به پایان رسیده باشد. در صورتی که جریان ثبت ملک هنوز خاتمه نیافته باشد مرجع رسیدگی به دعوای افراز دادگاه است. زمانی عملیات ثبتی ملک خاتمه یافته تلقی می شود که یا ملک دارای سند مالکیت باشد و در دفتر ثبت املاک به ثبت رسیده باشد و یا این که با وجود عدم صدور سند مالکیت، درخواست مربوط به آن به ثبت رسیده و تحدید حدود قانونی صورت گرفته باشد و آگهی نوبتی و تحدیدی به درستی انتشار یافته باشد و در مهلت واخواهی مورد اعتراض قرار نگرفته و قابل ثبت در دفتر املاک باشد.

2- در موردی که بین شرکا، شریک محجور یا غایب مفقودالاثر وجود داشته باشد یا این که بخشی از ملک مشاعی مجهول المالک باشد، دادگاه صلاحیت رسیدگی دارد.

اشخاص محجور عبارتند از اشخاص صغیر، مجنون و سفیه. مجهول المالک ثبتی یعنی مالک معلوم و مشخص است اما درخواست ثبت نکرده اما مجهول المالک مدنی یعنی مالک معلوم و مشخص نیست. دادخواست افراز ملک که در دادگاه اقامه می شود باید به طرفیت کلیه مالکین باشد وگرنه رد می شود.

موانع افراز:

  1. هرگاه تقسیم ملک باعث از مالیت افتادن سهم تمام شرکا یا بعضی از آن ها باشد افراز انجام نمی شود.
  2. تقسیم ملک از وقف مجاز است اما تقسیم ملک موقوفه بین موقوف علیهم مجاز نیست.
  3. اجبار به تقسیمی که باعث ضرر شرکا باشد یا قیمت ملک به شکل فاحش کاهش یابد به شکلی که قابل اغماض نباشد باطل است.
  4. در صورتی که افراز مستلزم اصلاح مشخصات ملک باشد باید این اصلاح با توافق کلیه شرکا انجام شود وگرنه افراز آن باطل است.
  5. در صورتی که ملک دارای سند مالکیت معارض باشد تا رفع تعارض تقسیم قابل انجام نیست.
  6. شرکا در ضمن قرارداد، عدم تقسیم ملک را شرط کرده باشند.
  7. قانون تقسیم ملک را ممنوع کرده باشد مثل باغات که قانون تفکیک و تقسیم باغات به کمتر از 10 هکتار را ممنوع کرده است.

 پس از افراز ملک اگر شرکا توافق نداشته باشند از طریق قرعه تعیین می شود که کدام سهم متعلق به کدام شریک است.

http://www.dadgaran.com

جعاله، مزارعه و مساقات - وکیل در ایران | وکیل در تهران | وکیل ایران 88019243-88019244

جعاله: طبق قرارداد، کارفرما تعهد می‌کند که در قبال عمل مشخص کارگزار یا عامل، اجرت معینی به او بپردازد.

مزارعه: این قرارداد، بانک زمین مشخصی را برای مدت معین در اختیار طرف دیگر قرار می‌دهد تا در آن کشاورزی کند. در نهایت سود حاصل بین طرفین تقسیم می‌شود.

مساقات: قراردادی است میان صاحب باغ و دیگری که به ازای دریافت مقداری از محصول، کار نگهداری از باغ و برداشت را انجام می‌دهد.

http://www.dadgaran.com

خلع ید از املاک و بیرون کردن متصرف غیرقانونی 88019243-88019244

مالکین املاکی که مورد تصرف غیرقانونی از طرف دیگران قرار می گیرد تحت شرایطی می توانند از مراجع صالح تقاضای رفع ید یا خلع ید یا رفع تصرف یا غصب مطرح نمایند.

در این خصوص علاوه بر عنوان قانونی خلع ید به عنوان مشابهی چون، رفع تصرف عدوانی یا تخلیه ید نیز وجود دارد که امکان توسل به آنها وجود دارد.

در مورد ضرورت یا امکان یا مناسب بودن طرح هریک از این دعاوی مشاوره با وکیل دادگستری متخصص در زمینه املاک ضروری است.

انواع خلع ید

خلع ید غاصبانه:

تصرف هر شخص در ملکش باید قانونی باشد و تا زمانی که این تصرف قانونی باشد مشکلی بروز نخواهد کرد و شخص بنا به حق مالکیتی که در ملکش دارد می تواند به تصرفاتش ادامه دهد. اما مشکلات حقوقی زمانی بروز خواهند کرد که این تصرفات مبنای غاصبانه پیدا کنند. به عبارتی در دعوای خلع ید مالک مدعی می شود که ملک او به صورت غیرقانونی در تصرف دیگری است و خواهان رفع این تصرف می باشد. اما از آنجا که خواهان ادعایی مطرح کرده، باید مواردی را به اثبات برساند و از آنجا که در دعوای خلع ید غاصبانه قراردادی بین طرفین منعقد نشده است، اثبات این امور نیاز به دلایلی دارد.

یکی از این موارد که خواهان باید آن را اثبات نماید، مالکیت او بر ملک است. مالک نیز در قانون کسی شناخته شده است که نام او در دفتر املاک ثبت شده باشد و دادگاه این امر را از دفتر املاک استعلام می نماید. بعد از اثبات مالکیت خواهان بر ملک مورد تصرف عدوانی و معلوم شدن تصرف خوانده که از همان ابتدا به صورت غیرقانونی صورت گرفته است، بدون اینکه قراردادی بین طرفین منعقد شده باشد، می توان دعوای خلع ید غاصبانه را طرح کرد.

خلع ید امانی:

در دعوای خلع ید امانی در ابتدا بین طرفین قراردادی و جود داشته که طرفین با توافق بر سر بندهای آن رابطه ای حقوقی را بین خود آغاز نموده اند. این رابطه حقوقی به درستی و در کمال صحت پیش خواهد رفت مگر زمانی که موعد قرارداد به پایان برسد (در صورتی که برای قرارداد موعدی تعیین شده باشد) در این صورت پس از انقضای موعد مالک دیگر الزامی به ادامه قرارداد و رابطه حقوقی که بر مبنای آن ایجاد شده است، ندارد. اما اگر متصرف باز هم به تصرفات خود ادامه دهد، به عنوان غاصبی شناخته می شود که ملک را به صورت غیر قانونی در تصرف دارد و می توان علیه او دعوای خلع ید امانی مطرح کرد.

البته لازم به ذکر است اگر در دعوا برای قرارداد مدتی تعیین نشده باشد، در صورتی می توان علیه متصرف دعوای خلع ید امانی مطرح ساخت که مالک، ملکش را مطالبه کرده باشد و متصرف از آن رفع تصرف نکرده باشد و همچنان به تصرفات خود که از این جا به بعد غاصبانه و غیر قانونی است ادامه دهد.

خلع ید مشاعی:

در مواردی که حکم خلع ید علیه متصرف ملک مشاع به نفع مالک قسمتی از ملک مشاع صادر شده باشد، از تمام ملک خلع ید می شود ولی تصرف محکوم له در ملک خلع ید شده، مشمول مقررات املاک مشاعی است. بنابراین قانونگذار به طور استثنایی اجازه داده است مالک قسمتی از ملک مشاع بتواند کل ملک را خلع ید نموده و از تصرفات شریک یا غاصب جلوگیری به عمل آورد

http://www.dadgaran.com

مقررات افراز املاک مشاع 88019243-88019244

قبل از پرداختن به مقررات افراز املاک مشاع و فروش آنها لازم است با مفهوم مال مشاع و افراز آشنا شد.

مال مشاع عبارت است از مالی که چند نفر در آن شریک باشند و سهم هریک را نتوان در خارج، از هم تشخیص داد؛

مانند مالکیت مالکان یک ساختمان آپارتمانی، نسبت به راه روی مشترک و راه پله، که تصرف هر یک از مالکان در این نوع اموال به شکلی که با مالکیت سایر شریکان معارض باشد، جایز نیست.

مانند خانه ای که با ارث به فرزندان می رسد و یا زمانی که چند نفر با پول مشترک خانه ای می خرند که هر یک نسبت به سهم خود در آن شریک هستند. یعنی جزء جزء آن خانه به طور اشاعه برای همه شرکا است.

این نوع مال در مقابل مال مفروز یا ملک اختصاصی است که آن عبارت است از مالی که شخص به نحو انحصار، مالک آن باشد؛

مانند خانه یا ماشینی که منحصرا در ملک یک فرد است و کسی با او شریک نیست و اگر قبلا نیز مشاع بوده، فعلا تقسیم شده و هر کدام سهم خاص به خود را مالک اند.

افراز نیز عبارت است از جدا نمودن سهم مشاع شرکا از یکدیگر به عبارت دیگر تقسیم مال غیرمنقول مشاع بین شرکا به نسبت سهم آنها.

محل تقدیم تقاضای افراز ملک:

در صورتی که یک یا چند نفر از شرکای مال مشاع بخواهند مال مشاع مورد افراز قرار گیرد:

1- اگر ملک مشاع نیز از جمله املاکی باشد که جریان ثبتی آن خاتمه یافته باشد، باید تقاضای خود را به واحد ثبتی محلی تقدیم دارند که ملک مشاع مذکور در حوزه آن قرار دارد. اعم از اینکه این ملک در دفتر املاک ثبت شده یا نشده باشد. واحد ثبتی نیز با رعایت کلیه قوانین و مقررات ملک مورد تقاضا را افراز می نماید. البته در صورتی که برای ملک مشاع سند مالکیت معارض صادر گردیده باشد، تا زمانی که رفع تعارض نشده، اقدام به افراز نخواهد شد.

2- اگر ملک مشاع از جمله املاکی باشد که جریان ثبتی آن خاتمه نیافته باشد، باید تقاضای خود را به دادگاه عمومی محلی که ملک در آن قرار دارد، تقدیم دارند.

نحوه اعتراض به تصمیم واحد ثبتی:

- تصمیم واحد ثبتی قابل اعتراض از طرف هر یک از شرکاء در دادگاه شهرستانی است که ملک در آنجا قرار دارد.

- مهلت اعتراض ده روز ازتاریخ ابلاغ تصمیم مورد اعتراض می باشد.

- دادگاه شهرستان به دعوی رسیدگی کرده و حکم مقتضی صادر خواهد نمود.

- حکم دادگاه شهرستان قابل شکایت فرجامی است.

هزینه افراز:

هزینه افراز بر اساس آنچه در مورد هزینه تفکیک مقرر است، در موقع اجرای تصمیم قطعی بر افراز، به وسیله واحد ثبتی دریافت خواهد شد. این هزینه در مورد تفکیک به این صورت مورد حکم قرار گرفته است که همین حکم در مورد افراز نیز جاری است.

هر گاه نسبت به ملکی از طرف مالک یا قائم مقام او، تقاضای تفکیک شود، این تقاضا به اداره ثبت ارسال می گردد و در تقاضانامه باید ارزش مورد تفکیک بر اساس ارزش معاملاتی روز تعیین شود و هزینه تفکیکی از طرف ذی نفع بر اساس مبلغ مزبور قبلا پرداخت گردد.

مبنای وصول هزینه تفکیک، ارزش معاملاتی روز خواهد بود، هرچند بهای معامله بیش از ارزش معاملاتی روز باشد.

ملکی که به موجب تصمیم قطعی غیرقابل افراز تشخیص داده شود، با تقاضای هر یک از شرکا به دستور دادگاه فروخته می شود.

پرونده های افراز که در تاریخ اجرای این قانون در دادگاه ها مطرح می باشد، کماکان مورد رسیدگی و صدور حکم قرار می گیرد.

اگر خواهان افراز بخواهد دعوای خود را در واحد ثبتی مطرح کند، باید دعوای سابق را از دادگاه استرداد نماید.

ترتیب رسیدگی واحد ثبتی و ابلاغ اوراق و ترتیب فروش املاک غیرقابل افراز و تقسیم وجوه حاصل بین شرکا:

وظیفه مسوول واحد ثبتی: مسوول هر واحد ثبتی با وصول درخواست افراز از طرف یک یا چند نفر از شرکاء ملک مشاعی که در حوزه ثبتی مزبور واقع شده، رسیدگی به آن را به نماینده ثبت ارجاع می نماید.

وظیفه نماینده ثبت: نماینده ثبت با مراجعه به پرونده ملک، وضعیت ثبتی پلاک مزبور را ملاحظه و نسبت به خاتمه یافتن جریان ثبتی آن اعم از اینکه در دفتر املاک ثبت شده یا نه و دارای سند مالکیت معارض می باشد یا خیر، اعلام نظر نموده، پرونده را به نظر مسوول واحد ثبتی می رساند.

پس از تایید اینکه جریان ثبتی خاتمه یافته و ملک دارای سند مالکیت معارض نمی باشد، مسوول واحد ثبتی به نقشه بردار ثبت ماموریت می دهد که با دعوت و حضور متقاضی و سایر شرکا و نماینده ثبت، محل را معاینه و با توجه به سوابق ثبتی و تصرفات و رعایت حقوق آنان، نقشه ملک مورد افراز را ترسیم و به امضاء نماینده ثبت و کلیه شرکاء حاضر می رساند.

وظیفه نقشه بردار: نقشه بردار مکلف است پس از ترسیم نقشه، به طوری که در تفکیک معمول است، حدود و مساحت و مشخصات هر یک از قطعات تفکیکی را نیز تعیین و در صورت مجلس منعکس و به امضای نماینده ثبت و شرکای حاضر رسانیده و به مسوول واحد ثبتی تسلیم نماید.

مسوول واحد ثبتی پس از رسیدگی و تطبیق درخواست با مقررات قانونی و ملاحظه صورت مجلس تنظیمی و نقشه افرازی و مطابقت آن با وضعیت و سوابق ثبتی، تصمیم خود را مبنی بر رد یا قبول درخواست و نحوه افراز اعلام می نماید.

تصمیم مسوول واحد ثبتی به ضمیمه یک نسخه از صورتمجلس و فتوکپی نقشه افرازی (در صورتی که ملک قابل افراز اعلام شود) به کلیه شرکا ابلاغ می شود.

اگر شرکا اعتراضی داشته باشند، وفق مقررات ماده 2 قانون افراز و فروش املاک مشاع اعتراض خود را، به دادگاه شهرستان محلی که ملک در آنجا قرار دارد تسلیم می نمایند.

مهلت اعتراض ده روز از تاریخ ابلاغ تصمیم مورد اعتراض می باشد. دادگاه شهرستان به دعوی رسیدگی کرده و حکم مقتضی صادر خواهد نمود.

حکم دادگاه شهرستان قابل شکایت فرجامی است.

رسیدگی به اعتراضات واصله نسبت به تصمیمات متخذه از طرف واحد ثبتی در دادگاه شهرستان، تابع مقررات دادرسی اختصاری است.

در دادرسی اختصاری الزاما جهت رسیدگی از طرفین دعوت به عمل می آید و در تاریخ، روز و ساعت معین، جلسه با ابلاغ قبلی به طرفین برگزار می شود. حضور طرفین الزامی نیست لکن ابلاغ وقت به طرفین الزامی است.

اجرای حکم قطعی افراز تابع مقررات اجرای احکام مدنی خواهد بود.

بنابراین این حکم زمانی اجرا می شود که قطعی شده یا قرار اجرای موقت آن در مواردی که قانون معین می کند صادر شده باشد. و این حکم به محکوم علیه یا وکیل یا قائم مقام قانونی او ابلاغ شده و محکوم له یا نماینده و یا قائم مقام قانونی او کتبا این تقاضا را از دادگاه بنماید.

در صورت صدور حکم قطعی بر غیرقابل تقسیم بودن ملک، دادگاه شهرستان بر حسب درخواست یک یا چند نفر از شرکاء، دستور فروش آن را به دایره اجراء دادگاه خواهد داد.

مدیر اجرا نسبت به فروش ملک بر وفق مقررات قانون اجرای احکام مدنی مربوط، به فروش اموال غیرمنقول اقدام می نماید.

فروش اموال غیرمنقول به صورت زیر خواهد بود:

- هرگاه بین محکوم له و محکوم علیه تراضی شده باشد؛ بعد از تنظیم صورت مال غیرمنقول و ارزیابی آن به همان ترتیب رفتار می شود.

- هرگاه بین طرفین تراضی نشده باشد، مامور اجرا مطابق آنچه در ادامه خواهد آمد اقدام می کند:

فروش اموال از طریق مزایده به عمل می آید (مزایده ترتیبی است که در آن اداره، فروش کالاها و خدمات یا هر دو از طریق درج آگهی در روزنامه کثیرالانتشار و یا روزنامه رسمی کشور به رقابت میگذارد و قرارداد را با شخصی که بیشترین بها را پیشنهاد می کند، منعقد می سازد.)

هرگاه از طرف دولت یا شهرداری، محلی برای فروش اموال غیرمنقول معین شده باشد، فروش در آن محل به عمل می آید.

اگر محل هایی که معین شده است متعدد باشد، فروش در محلی به عمل می آید که برای منافع محکوم علیه ترجیح داده شده باشد و تشخیص این امر با مدیر اجرا است.

هرگاه از طرف دولت یا شهرداری محلی برای فروش تعیین نشده باشد، محل فروش را مدیر اجراء تعیین می کند.

موعد فروش را مدیر اجرا نظر به کمیت و کیفیت اموال توقیف شده معین و آگهی می نماید.

آگهی فروش باید در یکی از روزنامه های محلی یک نوبت منتشر شود.

آگهی مزبور در محل ملک نیز الصاق می گردد.

وعده فروش باید طوری معین شود که فاصله بین انتشار آگهی و روز فروش بیش از یک ماه و کمتر از ده روز نباشد.

در نقاطی که روزنامه نباشد، همچنین در مورد اموالی که قیمت آنها بیش از دویست هزار ریال نباشد، آگهی به جای انتشار در روزنامه به تعداد کافی در معابر الصاق و تاریخ الصاق در صورت مجلس قید می شود.

محکوم له و محکوم علیه می توانند علاوه بر آگهی که توسط قسمت اجراء به عمل می آید، آگهی دیگری به خرج خود منتشر نماید.

در آگهی فروش مال غیرمنقول باید نکات ذیل تصریح شود:

1- نام و نام خانوادگی صاحب ملک
2- محل وقوع ملک و توصیف اجمالی آن و تعیین اینکه محل سکونت یا کسب و پیشه یا تجارت یا زراعت یا غیره است
3- تعین اینکه ملک ثبت شده است یا خیر
4- تعیین اینکه ملک در اجاره است یا نه و اگر در اجاره است مدت و میزان اجاره
5- تصریح به اینکه ملک مشاع است یا مفروز و چه مقدار از آن فروخته می شود
6- تعیین حقوقی که اشخاص نسبت به آن ملک تحت هر عنوان دارند
7- قیمتی که مزایده از آن شروع می شود
8- ساعت و روز و محل مزایده

در صورتی که تغییر روز فروش ضرورت پیدا کند، مجددا آگهی خواهد شد.

فروش با حضور مامور اجرا و نماینده دادسرا به عمل می آید و صورت مجلس فروش به امضا آنها می رسد.

هر کس می تواند در مدت پنج روز قبل از روزی که برای فروش معین شده است، اموالی را که آگهی شده ملاحظه نماید.

محکوم له می تواند مثل سایرین در خرید شرکت نماید ولی ارزیابان و مامورین اجرا و سایر اشخاصی که مباشر امر فروش هستند، همچنین اقربای نسبی و سببی آنان تا درجه سوم نمی توانند در خرید شرکت کنند.

در مزایده مال متعلق به کسی است که بالاترین قیمت را قبول کرده است.

مامور اجرا می تواند پرداخت بهای اموال را به وعده قرار دهد. در این صورت برنده مزایده باید ده درصد بها را فی المجلس به عنوان سپرده به قسمت اجرا تسلیم نماید. حداکثر مدت مزبور از یک ماه تجاوز نخواهد کرد.

در صورتی که برنده مزایده در موعد مقرر، بقیه بهای اموال را نپردازد، سپرده او پس از کسر هزینه مزایده به نفع دولت ضبط و مزایده تجدید می گردد.

صاحب مال می تواند تقاضا کند که بعضی از اموال او را مقدم یا موخر بفروشند و یا اینکه خود او بالاترین قیمت پیشنهادی را نقدا پرداخت و از فروش آن جلوگیری نماید.

هرگاه مالی که مزایده از آن شروع می شود خریدار نداشته باشد:

1- محکوم له می تواند مال دیگری از محکوم علیه معرفی و تقاضای توقیف و مزایده آن را بنماید.

2- معادل طلب خود از اموال مورد مزایده به قیمتی که ارزیابی شده قبول کند.

3- تقاضای تجدید مزایده مال توقیف شده را بنماید و در صورت اخیر مال مورد مزایده به هر میزانی که خریدار پیدا کند، به فروش خواهد رفت و هزینه آگهی مجدد به عهده محکوم له می باشد. و هرگاه طلبکاران متعدد باشند، رای اکثریت آنها از حیث مبلغ طلب برای تجدید آگهی مزایده مناط اعتبار است.

هرگاه در دفعه دوم هم خریداری نباشد و محکوم له نیز مال مورد مزایده را به قیمتی که ارزیابی شده قبول ننماید، آن مال به محکوم علیه مسترد خواهد شد.

هرگاه ملک مشاع باشد، فقط سهم محکوم علیه به فروش می رسد مگر اینکه سایر شرکا فروش تمام ملک را بخواهند، در این صورت طلب محکوم له و هزینه های اجرایی از حصه محکوم علیه پرداخت می شود.

پس از انجام مزایده صورت مجلس تنظیم و در آن نام و نام خانوادگی مالک و خریدار و خصوصیات ملک و قیمتی که به فروش رسیده نوشته می شود و به ضمیمه پرونده اجرایی، به دادگاهی که قسمت اجرای آن دادگاه اقدام به فروش کرده است، تسلیم می گردد.

شکایت راجع به تنظیم صورت ملک و ارزیابی آن و تخلف از مقرات مزایده و سایر اقدامات مامور اجرا ظرف یک هفته از تاریخ وقوع، به دادگاهی که مامور اجرا در آنجا ماموریت دارد، داده می شود.

دادگاه در وقت فوق العاده به موضوع شکایت رسیدگی و در صورتی که شکایت را وارد و موثر دانست، اقدامی را که بر خلاف مقررات شده است، ابطال و دستور مقتضی صادر خواهد نمود.

قبل از اینکه دادگاه در موضوع شکایت اظهار نظر نماید، سند انتقال داده نمی شود.

دادگاه در صورت احراز صحت جریان مزایده، دستور صدور سند انتقال را به نام خریدار می دهد و این دستور قطعی است.

در مواردی که ملک خریدار نداشته و محکوم له آن را در مقابل طلب خود قبول نماید، مالک ظرف دو ماه از تاریخ انجام مزایده، می تواند کلیه بدهی و خسارات و هزینه های اجرایی را پرداخته و مانع انتقال ملک به محکوم له شود.

دادگاه بعد از انقضای مهلت مزبور، دستور انتقال تمام یا قسمتی از ملک را معادل طلب محکوم له باشد، خواهد داد.

هرگاه مالک حاضر به امضای سند انتقال به نام خریدار نشود، نماینده دادگاه سند انتقال را در دفترخانه اسناد رسمی به نام خریدار امضاء می نماید.

وجوه حاصله از فروش ملک غیرقابل افراز، پس از کسر هزینه عملیات اجرایی، طبق دستور دادگاه شهرستان بین شرکا به نسبت سهام تقسیم خواهد شد

http://www.dadgaran.com

انواع قراردادها، احکام، شرایط و آثار آنها 88019243-88019244

عقد لازم: عقد لازم آن است که هیچ یک از طرفین معامله حق فسخ (انحلال ارادی) آن را نداشته باشد مگر در موارد معینه. 

بنابراین عقد لازم را در دو صورت می توان منحل کرد:

1) موارد معین در قانون به موجب یکی از خیارات (اختیاری که طرف عقد لازم در فسخ آن دارد)

2) اقاله یا تفاسخ: به این صورت ک همان اراده هایی که عقد را به وجود آورده اند، می توانند با توافق یکدیگر آن را منحل کنند.

عقد جایز: عقد جایز آن است که هر یک از طرفین بتوانند هر وقتی بخواهد آن را فسخ کند.

اصولا قابلیت فسخ عقد جایز، جزء ماهیت آن نیست و حق فسخ قرارداد قابل اسقاط است مگر در مواردی که جواز عقد با نظم عمومی در ارتباط است که در این صورت نمی توان عقد جایز را از نظر قابلیت فسخ به صورت عقد لازم درآورد و آن عقودی است مثل وعده نکاح یا رجوع از وصیت.

اما به طرق زیر می توان عقد جایز را غیرقابل فسخ نمود:

- انعقاد عقد در قالب عقد صلح (صلح عقد لازم است، اگرچه در مقام عقود جایز واقع شده باشد و بر هم نمی خورد مگر در موارد فسخ به خیار یا اقاله)

- درج شرط عدم قابلیت فسخ 

- گنجاندن خود عقد جایز ضمن عقد لازم

- درج شرط عدم قابلیت فسخ ضمن خود عقد جایز (مثل وکالت بلاعزل)

لازم به ذکر است در صورت گنجاندن عقد جایز ضمن عقد لازم، ماهیت عقد جایز تغییر نمی کند، بلکه فقط عقد جایز از آن عقد لازم، کسب لزوم می کند. به این معنا که دیگر هیچ یک از طرفین نمی توانند هر وقت بخواهند عقد را فسخ کنند ولی عقد جایز همچنان با فوت، یا جنون یا سفه (اگر رشد شرط شده باشد) منفسخ می شود.

عقد دو وجهی: عقد ممکن است نسبت به یک طرف لازم باشد و نسبت به طرف دیگر جایز

اصولا هرگاه قرارداد برای یک طرف ایجاد حق نماید، قرارداد نسبت به او جایز و نسبت به طرف دیگر لازم خواهد بود. مانند رهن. که این عقد نسبت به مرتهن که حقی برای او ایجاد شده است، جایز است و او می تواند هر قت که بخواهد عقد را فسخ نماید و مسبت به راهن لازم است و وی نمی تواند قبل از اینکه دین خود را ادا نماید و یا به نحوی از انحاء قانونی از آن بری شود، رهن را مسترد دارد.

عقد خیاری: عقد خیاری آن است که برای طرفین یا یکی از آنها یا برای ثالثی اختیار فسخ باشد.

عقد خیاری عقد لازمی است که در آن شرط خیار (اختیار و حق فسخ معامله) شده باشد.

عقد منجز: عقد منجز آن است که تاثیر آن بر حسب انشاء موقوف به امر دیگری نباشد.

تعلیق در انشاء یعنی وابسته کردن تشکیل و ایجاد معامله، که باطل است و تعلیق در منشا یعنی وابسته کردن وجود و تحقق ماهیت عقد، صحیح است. 

عقد معلق: عقد معلق آن است که تاثیر آن بر حسب انشاء موقوف به امر دیگری باشد.

عقد معلق در مرحله انشاء و توافق با سایر عقود تفاوتی ندارد و اثر عقد است که در این گونه قراردادها، منوط به امر خارجی می شود.

عقد معوض: عقدی است که بر حسب طبیعت خود، دارای دو موضوع باشد. هر یک از طرفین در برابر مالی که می دهد یا تعهدی که بر عهده می گیرد، مال یا تعهد دیگری را برای حود تحصیل می کند.

لازم به ذکر است در عقود معوض، تفاوت ارزش دو عوض مانع از معوض شناختن عقد نیست، مگر آنکه عوض چنان ناچیز و کم بها باشد که عرف آن را نادیده گرفته و ظن و گمان صوری بودن عقد معوض ایجاد شود. مانند فروش یک ملک به یک شاخه نبات.

عقد مجانی: عقدی است که یک یا چند نفر بر اساس آن در مقابل یک یا چند نفر دیگر متعهد به امری می شوند یا مالی را مجانا به دیگری تملیک می کنند، بدون آنکه برای شخص یا اشخاص اخیر، التزامی ایجاد شود.

عقد عهدی: عقدی است که اثر آن ایجاد، انتقال یا سقوط تعهد باشد. 

اگر تعهد برای متعاقدین ایجاد شود به آن عقد دو تعهدی یا تعاهدی گویند (مانند قولنامه)

اگر تعهد تنها برای یکی از متعاقدین ایجاد شود، به آن عقد یک تعهدی گویند (مانند تعهد به عدم فروش)

عقد تملیکی: عقدی است که به موجب آن مالی از ملکیت یک شخص به شخص دیگر درآید که ممکن است موارد زیر باشد:

معوض: مانند بیع که عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم

مجانی: مانند هبه که عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را مجانا به کس دیگری تملیک می کند.

تملک عین: مانند بیع

تملیک منافع: مانند اجاره که عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک منافع عین مستاجره می شود.

عقد رضایی: عقدی است که به صرف ایجاب و قبول واقع می شود مانند عقد بیع

عقد تشریفاتی: در عقود تشریفاتی علاوه بر تراضی طرفین، تشریفات خاصی وجود دارد. مانند انتقال حق کسب و پیشه با سند رسمی، فروش اموال توقیف شده از طریق مزایده، انتقال سهم الشرکه در شرکت با مسوولیت محدود با سند رسمی، فروش اموال دولتی 

عقد عینی: عقد عینی عقدی است که علاوه بر ایجاب و قبول، نیازمند قبض نیز هست

عقد مسامحه ای: عقدی است که مبتنی بر گذشت و چشم پوشی می باشد مانند هبه. بنابراین در عقود مسامحه ای علم اجمالی کافی است

عقد مغابنه ای: در عقد مغابنه ای علم تفصیلی به مورد معامله لازم است.

عقد مشروط: عقدی است که در ضمن آن شرطی درج شده است.

عقد مطلق: عقدی است که شرطی در آن درج نشده باشد.

عقد فردی: عقدی است که آثار آن متوجه متعاملین و قائم مقام قانونی آنها است

عقد جمعی: عقدی است که علاوه بر متعاملین، کسانی را که در انعقاد عقد دخالت نداشته اند را نیز در بر گرفته و جمع را ملزم می کند. مانند قرارداد ارفاقی، پیمان دسته جمعی کار و عقد وقف.

عقد مبتنی بر مذاکره قبلی: در این نوع عقد، طرفین آزادانه به مذاکره پرداخته و شرایط عقد را تعیین می کنند 

عقد الحاقی: در این نوع عقد یکی از طرفین که در موضع برتر قرار دارد، محتوای عقد را از قبل تعیین کرده و طرف دیگر بدون آن که بتواند تغییری در آن ایجاد کند، صرفا به آن ملحق می شود، مانند قراردادهای کار.

http://www.dadgaran.com

قانون حاکم بر روابط زوجین وقتی تبعه یک کشور نیستند 88019243-88019244

زمانی که افراد به انعقاد عقد نکاح مبادرت می نمایند، تا زمانی که دارای ملیت یکسانی باشند، اختلافی در مورد قانون حاکم بر روابط آنها بروز نخواهد کرد. بلکه این اختلاف زمانی حاصل می شود که افراد با ملیت های متفاوت اقدام به انعقاد عقد نکاح با یکدیگر می نمایند. در این مواقع با توجه به تعارض قوانین کشورهای مختلف با یکدیگر، مسائلی مطرح می شود که قانونگذار ایران با توجه به قوانین و مقررات ایران راه حل رفع این تعارض را بیان می دارد:
در موارد زیر به حالات مختلف این تعارض و راه حل رفع آن از دید قوانین ایران می پردازیم:
زن ایرانی- مرد خارجی که اقامتگاهشان کشور ایران است: طبق ماده 5 قانون مدنی: " کلیه سکنه ایران اعم از اتباع داخله وخارجه تابع قوانین ایران خواهند بود."
زن خارجی- مرد ایرانی که اقامتگاهشان کشور ایران است: طبق ماده 5 قانون قانون مدنی: "کلیه سکنه ایران از اعم از اتباع داخله و خارجه تابع قوانین ایران خواهند بود."
البته لازم به ذکر است در خصوص ایرانیان غیر شیعه در 31 تیر ماه سال 1312 قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه به تصویب رسید که طبق آن: نسبت به احوال شخصیه حقوق ارثیه و وصیت ایرانیان غیرشیعه که مذهب آنان به رسمیت شناخته شده محاکم باید قواعد و عادات مسلمه متداوله در مذهب آنان را جز در مواردی که مقررات قانون راجع به انتظامات عمومی باشد به طریق ذیل رعایت نماید:
در مورد مسائل مربوط به نکاح و طلاق، عادات و قواعد مسلمه متداوله در مذهبی که شوهر پیرو آن است.
زن ایرانی- مرد خارجی که اقامتگاهشان خارج از ایران است: طبق ماده 6 قانون مدنی: " قوانین مربوط به احوال شخصیه از قبیل نکاح و طلاق و اهلیت اشخاص و ارث در مورد کلی اتباع ایران ولو اینکه مقیم در خارجه باشند، مجری خواهد بود."
زن خارجی- مرد ایرانی که اقامتگاهشان خارج از ایران است: " طبق ماده 6 قانون مدنی: " قوانین مربوط به احوال شخصیه از قبیل نکاح و طلاق و اهلیت اشخاص و ارث در مورد کلیه اتباع ایران ولو اینکه مقیم در خارجه باشند، مجری خواهد بود."

http://www.dadgaran.com

افراز ملک مشاع که قسمتی از آن مجهول المالک است؛ دفتر وکالت 88019243-88019244

در خصوص چنین موردی قانون افراز و فروش املاک مشاع ساکت است با این حال بند 377 مجموعه بخشنامه های ثبتی نسبت به این مورد تعیین تکلیف نموده است بدین نحو که «هرگاه نسبت به ملکی که قسمتی از آن مشاعا درخواست ثبت شده و بقیه مجهول المالک باشد رای قطعی دادگاه بر افراز آن صادر می شود، چنانچه آگهی نوبتی قسمت تقاضای ثبت شده صادر نشده باشد باید صدور آگهی نوبتی آن و نیز پذیرفتن درخواست ثبت سهام مجهول طبق حکم مزبور صورت گیرد و در صورتی که آگهی نوبتی قبلا به نحو اشاعه منتشر شده بقیه اقدامات ثبتی طبق رای صادره تعقیب و چنانچه سهم مشاعی مزبور مسبوق به صدور سند مالکیت باشد مساحت و حدود و مشخصات و حقوق ارتفاقی آن طبق حکم قطعی دادگاه با اشاره به شماره حکم در ملاحظات ثبت ملک قید و نسبت به سهم مجهول المالک به شرح فوق دعوی می شود».

http://dadgaranlawfirm.com

سرقفلی در قانون روابط موجر و مستاجر؛ بهترین وکیل ملکی 88019244

سرقفلی‌ چیست؟

هرگاه مالک‌، ملک تجاری خود را به اجاره واگذار نماید می‌تواند مبلغی را تحت عنوان سرقفلی از مستاجر دریافت نماید. همچنین مستاجر می‌تواند در اثنا مدت اجاره برای واگذاری حق‌خود مبلغی را از موجر یا مستاجر دیگر به عنوان سرقفلی دریافت‌کند، مگر آن‌ که در ضمن عقد اجاره حق انتقال به غیر از وی سلب‌شده باشد.

در قانون موجر و مستاجر مصوب ۲۶/۵/۱۳۷۶ مواد قانونی زیر به سرقفلی اختصاص داده شده است.

فصل دوم ـ سرقفلی‌

ماده ۶ـ هرگاه مالک‌، ملک تجاری خود را به اجاره واگذار نماید می‌تواند مبلغی را تحت عنوان سرقفلی از مستاجر دریافت نماید.همچنین مستاجر می‌تواند در اثنا مدت اجاره برای واگذاری حق‌خود مبلغی را از موجر یا مستاجر دیگر به عنوان سرقفلی دریافت‌کند، مگر آن‌ که در ضمن عقد اجاره حق انتقال به غیر از وی سلب‌شده باشد.

تبصره ۱ـ  چنانچه مالک سرقفلی نگرفته باشد و مستاجر با دریافت سرقفلی ملک را به دیگری واگذار نماید پس از پایان مدت‌اجاره مستاجر اخیر حق مطالبه سرقفلی از مالک را ندارد.
تبصره ۲ـ  در صورتی که موجر به‌طریق صحیح شرعی‌سرقفلی را به مستاجر منتقل نماید، هنگام تخلیه مستاجر حق‌مطالبه سرقفلی به قیمت عادله روز را دارد.

ماده ۷ـ هرگاه ضمن عقد اجاره شرط شود، تا زمانی که عین‌مستاجره در تصرف مستاجر باشد مالک حق افزایش اجاره‌بها وتخلیه عین مستاجره را نداشته باشد و متعهد شود که هرساله عین‌مستاجره را به همان مبلغ به او واگذار نماید در این صورت مستاجرمی‌تواند از موجر و یا مستاجر دیگر مبلغی به‌عنوان سرقفلی برای ‌اسقاط حقوق خود دریافت نماید.

ماده ۸ ـ هرگاه ضمن عقد اجاره شرط شود که مالک عین‌مستاجره را به غیر مستاجر اجاره ندهد و هرساله آن را به اجاره‌متعارف به مستاجر متصرف واگذار نماید، مستاجر می‌تواند برای‌اسقاط حق خود و یا تخلیه محل مبلغی را به عنوان سرقفلی مطالبه‌و دریافت نماید.

ماده ۹ـ چنانچه مدت اجاره به پایان برسد یا مستاجر سرقفلی‌ به مالک نپرداخته باشد و یا این که مستاجر کلیه حقوق ضمن عقد رااستیفاء کرده باشد هنگام تخلیه عین مستاجره حق دریافت سرقفلی‌ را نخواهد داشت‌.

ماده ۱۰ـ در مواردی که طبق این قانون دریافت سرقفلی مجازمی‌باشد هرگاه بین طرفین نسبت به‌میزان آن توافق حاصل نشود بانظر دادگاه تعیین خواهد شد.
تبصره ـ مطالبه هرگونه وجهی خارج از مقررات فوق در روابط ‌استیجاری ممنوع می‌باشد.

ماده ۱۱ ـ اماکنی که قبل از تصویب این قانون به اجاره داده شده‌از شمول این قانون مستثنی و حسب مورد مشمول مقررات حاکم برآن خواهند بود.

ماده ۱۲ـ آیین‌نامه اجرایی این قانون ظرف مدت سه ماه توسط‌ وزارتخانه‌های دادگستری و مسکن و شهرسازی تهیه و به‌تصویب‌هیات وزیران خواهد رسید.

ماده ۱۳ـ کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون لغو می‌شود

http://dadgaranlawfirm.com

ثبت املاک به شکل مشروط؛ جستجوی وکیل املاک و وکیل قراردادها 88019243-88019244

نسبت به املاکی که با شرط خیار و یا به عنوان قطعی با شرط نذر خارج و یا به عنوان قطعی با شرط وکالت منتقل شده است و بطور کلی نسبت به املاکی که به عنوان صلح یا به هر عنوان دیگر با حق استرداد قبل از تاریخ اجرای این قانون انتقال داده شده است اعم از این که مدت خیار یا عمل به شرط و به طور کلی مدت حق استرداد منقضی شده یا نشده باشد و اعم از اینکه ملک در تصرف انتقال دهنده باشد یا در تصرف انتقال گیرنده حق تقاضای ثبت با انتقال دهنده است مگر در موارد ذیل که اظهارنامه فقط از منتقل الیه پذیرفته می شود:

1) در صورتی که ملک قبل از تاریخ اجرای این قانون به موجب حکم نهایی به ملکیت قطعی منتقل الیه محکوم شده باشد.

2) در صورتی که پس از انقضای مدت حق استرداد، انتقال دهنده مالکیت قطعی (بدون حق استرداد) انتقال گیرنده راکتباً تصدیق کرده باشد.

3) در صورتی که در تاریخ اجرای قانون مصوب21 بهمن 1308 ملک مورد معامله در تصرف انتقال گیرنده بوده و لااقل پنج سال از انقضای موعد حق استرداد تا تاریخ مزبور گذشته باشد.

مشروط به دو شرط ذیل:

الف - از انقضای موعد حق استرداد تا تاریخ اجرای قانون بهمن 1308 از طرف انتقال دهنده یا قائم مقام قانونی او به وسیله عرضحال یا اظهارنامه رسمی اعتراضی به مالکیت انتقال گیرنده نشده باشد.

ب - در صورتی که تا تاریخ تصویب این قانون (28 دی ماه 1312) حکم قطعی بر بی حقی انتقال گیرنده یا قائم مقام او صادر نشده باشد.

http://dadgaranlawfirm.com

نحوه دفاع در مقابل اتهام افترا؛ بهترین وکیل دادگستری در تهران 88019243-88019244

حتی اگرثابت شود كه متهم به شخصی غیر از شاكی جملاتی توهین آمیز درباره او گفته است ،متهم می تواند با یكی از روش های دفاعی متعدد قانونی وشناخته شده از این اتهام تبرئه شود؛این روشها عبارتند از:

حقیقت: اتهام افترا تحت پیگیری قرار نمی گیرد ،اگر ثابت شود كه چنین موضوعی حقیقت دارد.

رضایت: وقتی بتوان ثابت كرد كه شاكی از انتشار افترا یا جملاتی كه به او نسبت داده شده رضایت دارد ؛ویا اینكه این جملات به تحریك خود شاكی منتشر شده باشد لذا در این صورت متهم می تواند از اتهام افترا تبرئه شود .

برتری: هنگامیكه موضوع صداقت و جریان آزاد اطلاعات در مسائل مهم با مصلحت افراد برای حفظ آبرویشان در موازنه قرار می گیرد ،جریان آزاداطلاعات وصداقت بر حفظ آبروی فرد برتری دارد.

تفسیر منصفانه: تفسیر منصفانه معمولا از روی رسانه ها یا سخنان افرادی كه گفته هایشان در رسانه انعكاس می یابد استنباط می شود.افرادی كه مسائل مربوط به منافع عمومی را از روی صداقت وبدون سونیت وبه طور منصفانه تفسیر می كنند نسبت به افترای رسانه ای مصونیت دارند حتی اگر تفسیر آنها توهین آمیز باشد.

اگرچه برای چنین مصونیتی فرد باید ثابت كند كه گفته هایش به عنوان یك تفسیر بوده و این تفاسیر یك اظهار نظر صادقانه در مورد حقایق آشكاری است كه وجود دارد.

http://dadgaranlawfirm.com

شورای حل اختلاف | وکیل پایه یک دادگستری 88019243-88019244

ماهیت ، اهـداف تشکیل ، مزایـا و ویژگیهـا، حدود صلاحیت رسیدگی ، نحوه طرح پرونده و مراحل رسیدگی ، نحوه اعتراض و نحوه اجرای بهتر آرای شوراهای حل اختلاف چیست؟

شورای حل اختلاف چیست؟

شوراهای حل اختلاف یک نهاد شبه قضایی است که به منظور کاهش مراجعات مردم به محاکم قضائی و در راستای توسعه مشارکت های مردمی براساس آئین نامه ای که به تصویب ریاست محترم قوه قضائیه رسیده، تشکیل شده است .هر شورای حل اختلاف متشکل از سه عضو می باشد . یک نفر به انتخاب قوه قضائیه به عنوان رئیس شوراها یک نفر با انتخاب شورای اسلامی شهر یا بخش یا روستا و یک نفر معتمد محلی منتخب هیات پیش بینی شده در آئین نامه مربوطه می باشد .

در صورت تمایل به کسب اطلاع از مسائل حقوقی و اخذ مشاوره حقوقی و مشاوره با وکیل پایه یک دادگستری و مشاوره حقوقی با دفتر وکالت ما تماس بگیرید.

اهـداف تشـکیل شوراهـای حل اختـلاف :

1 - بهره گیری از مشارکت های مردمی

2- ایجاد فرهنگ صلح وسازش و رفع اختلاف از طریق کدخدامنشی

3-  تلاش برای حل وفصل دعاوی از طریق مذاکره و صلح و سازش بین طرفین

4- پیشگیری از طرح برخی دعاوی ساده در مراجع قضائی

مزایـا و ویژگیهـای شورای حل اختـلاف :

1- رسیدگی درشورای حل اختلاف تابع تشریفات قانون آئین دادرسی نبوده وکم هزینه می باشد

2- تلاش شوراها حتی الامکان حل وفصل موضوع از طریق صلح وسازش بین طرفین است .

3- رسیدگی به دعاوی و شکایتها سریعتر انجام می گیرد و مدت رسیدگی طولانی نیست .

4- اعضای شوراهای حل اختلاف از میان مردم و افراد خوشنام و معتمدین محلی می باشند .

حدود صلاحیت رسیدگی در شورای حل اختـلاف :

طبق قانون جدید شوراهای حل اختلاف صلاحیت رسیدگی شورا در سه بخش دیده شده است:

اول- صرفاً جهت صلح و سازش فیمابین طرفین دعوی و آن هم بر اساس تراضی اولیه طرفین که شورا نسبت به این امر اقدام نماید.

در 3 محور :                       

الف ) کلیه امور مدنی و حقوقی

ب ) کلیه جرایم قابل گذشت (جرائمی که با گذشت شاکی خصوصی دعوی مختومه می گردد.)

ج ) جنبه خصوصی جرائم غیرقابل گذشت.

شایان به ذکر است تلاش برای صلح و سازش حتماً باید بر اساس توافق و تراضی طرفین در شورا آغاز وانجام شود و چنانچه درخواست توسط یکی از طرفین باشد و طرف دیگر تا پایان جلسه اول عدم تمایل خود را اعلام نماید شورا درخواست را بایگانی نموده و طرفین را به مرجع صالح راهنمائی می کند .

دوم - الف ) شورا در موارد زیر رسیدگی و مبادرت  به صدور رای می نماید : 1- تامین و حفظ دلیل. 2- در جرائم بازدارنده و اقدامات تامینی و تربیتی و امور خلافی از قبیل تخلفات راهنمائی و رانندگی که مجازات نقدی قانونی آن حداکثر و مجموعاً  تا سی میلیون ریال و یا سه ماه حبس است.

ب ) قاضی شورا در موارد زیر با مشورت اعضا شورای حل اختلاف رسیدگی و مبادرت به صدور رای می نماید :

 1- دعاوی مالی تا  000/000/200  ریال. 2- کلیه دعاوی مربوط به عین مستاجره به جزء دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب و پیشه. 3 – صدور گواهی حصر وراثت ، تحریر ترکه ، مهر و موم ترکه و رفع آن. 4- ادعای اعساراز پرداخت محکوم به (آنچه که فرد به پرداخت آن محکوم می گردد)  در صورتی که شورا نسبت به اصل دعوی رسیدگی کرده باشد ضمناً در دعاوی خانوادگی و سایر دعاوی مدنی دادگاه می تواند صرفاً برای یکبار و حداکثر تا دو ماه زمان انتظارموضوع اختلاف را به شورای حل اختلاف جهت ایجاد صلح وسازش ارجاع نماید.البته این ارجاع مقیدومشروط به آن است که امکان حل و فصل و سازش بنا به موضوع و طرفین پرونده از طریق ریاست محترم دادگاه تشخیص داده شود.

سوم - دعاوی زیر قابلیت طرح در شورا را حتی با توافق طرفین ندارد :

الف )  اختلاف در اصل نکاح- اصل طلاق ، فسخ نکاح ، رجوع و نسب .

ب )  اختلاف در اصل وقفیت  وصیت ، تولیت .

ج )  دعاوی راجع به حجر و ورشکستگی .

د )  دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی .

ه )  اموری که به موجب قوانین دیگر در صلاحیت مراجع اختصاصی یا مراجع غیردادگستری است (مانند اختلافات کارگر و کارفرما ، بیمه ، مالیات . . . )

سایر نکات در قانون جدید شوراهـای حل اختـلاف :

1 – شورا مجاز به صدور حکم حبس نمی باشد(حبس به جزای نقدی تبدیل می شود) . 2 – صدور رای در شوراها با قاضی مشاور شورا و پس از کسب مشورت با اعضاء شورا و اخذ نظریه کتبی ایشان می باشد.  3 – شورا علاوه بر رسیدگی به دلایل طرفین می تواند تحقیق محلی ، معاینه محلی و تامین دلیل انجام دهد .  4 – چنانچه محکوم علیه (شخصی که محکوم شده)، محکوم به را پرداخت نکند و اموالی از وی به دست نیاید با تقاضای ذی‌نفع و دستور قاضی مراتب جهت اعمال قانون نحوه اجراء محکومیتهای مالی به اجراء احکام دادگستری اعلام می‌شود. 5- شورا علاوه بررسیدگی به دلایل طرفین میتواند تحقیق محلی،معاینه محل ،تامین دلیل را نیز با ارجاع رئیس شورا توسط یکی از اعضاءبه عمل آورد.  6– چنانچه به اعضای شورا درمقام انجام وظیفه و یا به مناسبت آن توهین شود مرتکب به مجازات بزه موضوع ماده 609  قانون مجازات اسلامی محکوم خواهد شد.7– چنانچه اعضای شورا در مقابل دریافت وجه یا سند پرداخت وجه یا مال یا ارائه خدمت به نفع یکی از طرفین اظهار نظر کند به مجازات بزه موضوع ماده 588  قانون مجازات اسلامی محکوم خواهد شد .  8–  اجرا ی آراء قطعی در امور مدنی و حقوقی با درخواست ذینفع و دستور قاضی شورا پس از صدور برگ اجرائیه مطابق مقررات مربوط به اجرا احکام دادگاه ها، توسط اجرای احکام دادگستری محل بعمل خواهد آمد . 

 نحوه طرح پرونده و مراحل رسیدگی در شوراهای حل اختلاف:

طرح پرونده و مراحل رسیدگی در شوراهای حل اختلاف تقریباً مشابه محاکم دادگستری است. برای اقامه دعوا و طرح پرونده در شوراهای حل اختلاف بایدبه شورای حل اختلافی که صلاحیت محلی برای رسیدگی به پرونده ( باتوجه به محل اقامت خوانده) را دارند مراجعه و نسبت به اخذ فرم دادخواست و نوشتن موضوع دعوا وتقاضا اقدام کرد . سپس با مراجعه به قسمت ارجاع ، پرونده مربوطه ثبت و جهت رسیدگی به یکی از شوراهای حل اختلاف ارجاع و مراحل رسیدگی آغاز می شود . در امور کیفری در صلاحیت شوراها ارائه درخواست کافی است .

شوراهای حل اختلاف پس از ارجاع پرونده اقداماتی از قبیل احضار طرفین برای مذاکره و تلاش برای حل وفصل موضوع و مختومه نمودن پرونده به صلح و سازش و سایر اقدامات قانونی را به عمل می آورندونهایتاً اقدام به صدور قرار یا گزارش اصلاحی یا صدور رای می نمایند. در صورت عدم حصول سازش، چنانچه موضوع در صلاحیت شورا باشد قاضی شورا پس از مشورت با اعضاء شورا و أخذ نظریه کتبی آنها رأی مقتضی صادر می‌کند و در این صورت تنها نظر قاضی ملاک اخذ تصمیم و صدور رأی است.

اعتراض به رای شورای حل اختلاف :

 1- رای شورا ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ به طرفین قابل تجدید نظر خواهی در دادگاه عمومی دادگستری حوزه مربوطه است،در صورت عدم تجدید نظر رای دادگاه قطعی است .

2- آرای غیابی شورا ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ واقعی، قابل واخواهی (اعتراض محکوم علیه غایبِ در جریان رسیدگی) در همان شورا می باشد .

چگونگی اجرای رای شورای حل اختلاف :

در حال حاضر احکام مدنی شوراها در اجرای احکام ویژه شوراهای حل اختلاف و احکام کیفری در اجرای احکام دادگستری به اجرا گذاشته می شود.آرای قطعی در امور مدنی به درخواست ذی نفع و به دستور رئیس شورا با صدور اخطار اجرائیه مطابق مقررات مربوط به اجراء احکام دادگاهها توسط واحد اجراء احکام دادگستری محل به موقع اجرا گذاشته می شود.در امور کیفری در صورتی که محکوم علیه مایل به پرداخت جزایی نقدی بود آن را به حسابی که شورا تعیین خواهد کرد به حساب دولت واریز و قبض سپرده آن را ضمیمه می نماید و در صورت امتناع پرونده جهت اقدامات اجرائی در امر کیفری به دادگاه یا دادگستری محل تحویل می گردد .

نکاتی که باید قبل از مراجعه به دفاتر شورای حل اختلاف بدانید

قبل از طرح دعوی و تنظیم دادخواست و شکایت ، می توانید در خصوص مسائل حقوقی و یا کیفری خود و جهت کسب اطلاع از موارد زیر با وکیل پایه یک دادگستری ، مشاوره حقوقی حضوری و یا تلفنی داشته باشید :

1 – موضوع خواسته و یا شکایت .

2 – متن مناسب برای دادخواست و یا شکایت .

2 – دلایل و ضمائم دادخواست و یا شکایت

3 – خواسته های دیگری که می توان به همراه خواسته اصلی مطرح کرد .

4 – عنوان های کیفری دیگری که می توان در شکایت مطرح کرد .

5 – مدارک لازمی که برای طرح دادخواست و شکایت می بایست به همراه داشت .

6 – چنانچه ارسال اظهارنامه لازم نیست ، از تنظیم و ارسال آن خودداری شود .

7 – آیا طرح دادخواست یا شکایت ، با توجه به مدارکی که دارید ، نتیجه مطلوب را در پی خواهد داشت ؟

8 - موضوعی را که می خواهید مطرح و پیگیری کنید ، به کدام شورای حل اختلاف می بایست مراجعه نمایید ؟

9 – کسب اطلاع در خصوص سایر موارد حقوقی

10 – داشتن وکیل دادگستری برای تشکیل پرونده ، پیگیری ، دفاع و یا انجام مشاوره حقوقی مستمر با وکیل پایه یک دادگستری از قبل از اقدام قانونی و در طول رسیدگی و اجرای حکم

http://www.dadgaran.com

اماره فراش | عده طلاق | وکیل رابطه نامشروع 88019243-88019244

اماره فراش به این مساله اشاره دارد: فرزندی که از زن شوهر دار متولد شده است، از آن شوهر است. به عبارت دیگر فرزندی که در نتیجه یک رابطه مشروع و قانونی به وجود می آید، یقینا متعلق به شوهر است. نقش این قاعده زمانی بیشتر به چشم می خورد که شکی حاصل می شود مبنی بر اینکه زن از همبستری با شوهری غیرشرعی صاحب فرزند شده و این فرزند متعلق به همسر شرعی او نمی شود. در صورت بروز این شک می توان به این قاعده استناد کرد و طفل متولد شده را منتسب به همسر شرعی زن دانست. پیوند زناشویی پیوندی مورد احترام است. بنابر این این شک نباید خدشه ای در آن وارد سازد و اماره فراش به عنوان یک اماره قانونی معتبر مانع از خدشه به رابطه زوجیت می شود.
از طریق اماره فراش می توان رابطه نسبی را نیز اثبات کرد و کسی که در اثبات نسب به اماره فراش استناد می کند نیازی به اثبات وقوع نزدیکی ندارد، چرا که وجود نکاح، قرینه بر وقوع نزدیکی است و با اثبات رابطه زوجیت مفروض می شود مگر آنکه خلاف آن ثابت شود
لازم به ذکر است اماره فراش در صورتی معتبر است که ناشی از نزدیکی بعد از نکاح باشد. زیرا اماره فراش در روابط نامشروع اعتبار ندارد.
قانونگذار نیز در ماده 1158 قانون مدنی به اماره فراش پرداخته و مقرر می دارد: " طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است مشروط بر اینکه از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از شش ماه و بیشتر از نه ماه نگذشته باشد."

http://www.dadgaran.com

دعوای نفی ولد | نفی نسب | وکیل دادگستری | وکیل دعاوی خانواده 88019243-88019244

دعوای نفی ولد به دعوایی گفته می شود که از سوی شوهر طرح می شود و تنها شوهر می تواند این دعوی را طرح کند با این ادعا که فرزندی که در حال حاضر وجود دارد از رابطه او با همسرش ایجاد نشده و متعلق به او نمی باشد. بنابراین طرح این دعوی از جانب اشخاص دیگر مثل جد پدر وی امکان پذیر نمی باشد. البته دعوای نفی ولد پس از طرح و پس از فوت شخصی که ادعای نفی ولد کرده، به طرفیت وراث او جریان می یابد. آنچه مسلم به نظر می رسد این است که هرگاه شوهر صریحا یا ضمنا اقرار به ابوت خود نموده باشد دعوی نفی ولد از او مسموع نخواهد بود.
در مورد زمان طرح دعوای نفی ولد نیز باید خاطر نشان کرد: دعوی نفی ولد باید در مدتی که که عادتا پس از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل برای امکان اقامه دعوی کافی می باشد اقامه گردد و در هر حال دعوی مزبور پس از انقضاء دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود. البته در موردی که شوهر مطلع از تاریخ حقیقی تولد طفل نبوده و تاریخ تولد را بر او مشتبه نموده باشند به نوعی که موجب الحاق طفل به او باشد و بعدها شوهر از تاریخ حقیقی تولد طفل مطلع شود مدت مرور زمان دعوی نفی، دو ماه از تاریخ کشف خدعه خواهد بود.
دعوای نفی ولد به طرفیت فرزندی که از طرف پدر خود ( به ظاهر ) و مادر این فرزند که که از جانب شوهر نفی شده است اقامه می گردد.
دعوی نفی ولد مصادیقی به شرح زیر دارد:
دعوایی که در آن نسب طفل مورد اختلاف است و خلاف اماره فراش مطرح می گردد هر چند تمام شرایط رابطه زوجیت وجود داشته باشد
دعوایی که طی آن شرایط تحقق اماره فراش مورد تردید قرار می گیرد مثل اینکه ادعای عدم زوجیت از جانب زوج مطرح شود یا ادعایی مبنی بر اینکه طفل در زمان زوجیت آنها متولد نشده است
دعوایی که درآن هویت طفل و نسب مادری او مورد تردید قرار می گیرد مانند ادعای عوض شدن طفل در بیمارستان
مشاوره با وکیل پایه یک دادگستری و وکیل متخصص دعاوی خانواده ، تماس با دفتر وکالت ما در خحصوص دعوانفی نسب و نفی ولد مشاوره حقوقی وکیل برای دعاوی خانوادگی و فرزند نامشروع و ولدزنا و محرومیت از ارث و سایر آثار و احکام آن.

http://www.dadgaran.com

ورشکستگی تاجر | شرکت تجاری | انحلال شرکت | وکیل پایه یک دادگستری 88019243-88019244

طبق ماده 212 لایحه اصلاحی قانون تجارت: " مدیران تصفیه نماینده شرکت در حال تصفیه بوده و کلیه اختیارات لازم را جهت امر تصفیه حتی از طریق طرح دعوی و ارجاع به داوری و حق سازش دارا می باشند و می توانند برای طرح دعوی و دفاع از دعاوی وکیل تعیین نمایند. محدود کردن اختیارات مدیران تصفیه باطل و کان لم یکن است

- دعوت مجامع عمومی اعم از عادی و فوق العاده یا عادی به طور فوق العاده به عهده مدیران تصفیه است و همچنین مجمع عمومی سالیانه

- تهیه صورت طلبکاران و اخطار به آنها و مدتی که طی آن طلبکاران باید خود را معرفی نمایند.

- اگر مهر و موم قبل از تعیین مدیر تصفیه به عمل نیامده باشدمدیر مزبور تقاضای انجام آن را خواهد نمود.

- از ماده 225 و 226 لایحه اصلاحی قانون تجارت چنین برمی آید که: تقسیم دارایی شرکت بین بستانکاران نیز با مدیرتصفیه است.

- طبق ماده 227 لایحه اصلاحی قانون تجارت: " مدیران تصفیه مکلفند ظرف یک ماه پس از ختم تصفیه مراتب را به مرجع ثبت شرکت ها اعلام دارند و مقارن اعلام ختم تصفیه به مرجع ثبت شرکت ها، دفاتر و اسناد و مدارک شرکت تصفیه شده را به مرجع اخیرالذکر جهت مراجعه اشخاص ذینفع تحویل دهند."

- مدیر تصفیه تاجر ورشکسته را برای بستن دفاتر احضار می نماید

- در صورتی که تاجر ورشکسته صورت دارایی خود را تسلیم ننموده باشد مدیر تصفیه فورا وسیله دفاتر و اسناد مشارالیه و سایر اطلاعاتی که تحصیل می نماید تنظیم می کند.

- مدیر تصفیه باید ظرف 15 روز از تاریخ ماموریت خود صورت خلاصه وضعیت ورشکستگی و همچنین علل و اوضاعی که که موجب آن شده و نوع ورشکستگی که ظاهرا به نظر می آید ترتیب داده و تحویل عضو ناظر بدهد.

- مدیر تصفیه با نظارت عضو ناظر در وصول مطالبات مداومت می نماید.

- پس از اعلام ختم تصفیه مدیران تصفیه باید وجوهی را که باقی مانده است در حساب مخصوصی نزد یکی از بانکهای ایران تودیع و صورت اسامی بستانکاران و صاحبان سهامی را که حقوق خود را استیفاء نکرده اند نیز به آن بانک تسلیم و مراتب را طی آگهی مذکور در همان ماده به اطلاع اشخاص ذی نفع برسانند.

http://www.dadgaran.com